مشخصه های یک انحصار

در پست قبلی درباره فرهنگ رقابت نوشتم.همچنین درباره کتاب جذاب پیتر ثیل نیز صحبت کردم.در این کتاب پیتر ثیل روی انحصار تاکید فراوانی کرده است.

سوال مهم این هست که اصلاً انحصار چیست و چگونه شکل می گیرد؟

انحصار یعنی داشتن یک محصول و یا خدمت منحصر به فرد که به راحتی قابل کپی کردن نباشد.شرکت های مربوط به حوزه تکنولوژی راحت تر به انحصار دست پیدا می کنند و این به خاطر ماهیت تکنولوژی است.

چهار مشخصه اصلی یک سازمان دارای انحصار موارد زیر هستند:

  1. تکنولوژی اختصاصی
  2. تاثیر شبکه ای
  3. صرفه به مقیاس
  4. برند

البته اشتباه نکنید لیست بالا یک چک لیست نیست که در صورتی که آن ها را پاس کنیم بگوییم شرکت ما دارای انحصار است.هیچ راه میانبری هم برای ساخت یک انحصار وجود ندارد.با لیست بالا فقط می توانیم مسیر یک سازمان را بسنجیم که آیا اصلاً این سازمان در راه ساخت یک انحصار هست یا نه؟

تکنولوژی اختصاصی

کاری که گوگل در سال ۱۹۹۹ انجام داد.کمتر کسی فکر می کرد که گوگل تااین حد رشد کند که مالک بخش عظیمی از اطلاعات ما شود.گوگل در آن روزها با یک تکنولوژی اختصاصی یا همان الگوریتم جستجوی خود پا به دنیای فناوری گذاشت که در آن زمان کسی قادر نبود آن را کپی کند.

حال سوال اینجاست ،چگونه خیالمان راحت باشد که محصولاتی که ارائه می دهیم براحتی قابل کپی شدن نیستند؟

  • اگر در حال بهبود محصولی هستیم که هم اکنون وجود دارد محصول ما باید تا ده برابر قوی تر از محصولی باشد که هم اکنون در بازار هست.
  • یک محصول را دوباره و از ابتدا خلق کنیم.کاری که استیو جابز با آیفون انجام داد.
  • در محصولی که هم اکنون وجود دارد تغییر اساسی بوجود آوریم .مثلاً یک امکان به کاربران خود بدهیم که واقعاً نیاز دارند و در حال حاضر روی نمونه های کنونی موجود نیستند.
  • بهبود طراحی و کارایی در محصولات بازار.مثل کاری که اپل با دنیای تبلت ها کرد.تبلت اپل بیش از ده برابر بهتر از تبلتی بود که مایکروسافت چند سال قبل از اپل معرفی کرده بود.
اثر شبکه ای

هر چه استفاده کنندگان محصولات شما بیشتر شوند از آن محصول بهینه تر می توان استفاده کرد.مثلاً یک پیام رسان را طراحی می کنیم که ده برابر بهتر از پیام رسان های کنونی هست.در ابتدای کار ممکن است کسی مایل به استفاده از محصول ما نباشد ولی هر چه تعداد افراد استفاده کننده بالاتر می رود میل به استفاده از پیام رسان ما هم توسط افراد دیگر بالا می رود.البته باید محصول انقدر خوب باشد که بتواند کاربران اولیه را جذب کند.

صرفه به مقیاس

یعنی افزایش تولید باعث پایین آمدن هزینه و بالا رفتن سود شود.استارت آپ های خوب باید از ابتدا زیر ساخت این موضوع را در خود ببینند.نباید در یک سیستم برای اضافه شدن یک مشتری هزینه های زیادی به سازمان تحمیل شود.یکی از مهمترین مسائلی که در استارت آپ ها باید جدی گرفته شود همین مقیاس پذیر بودن است.یعنی اگر تا به امروز هزار نفر مشتری خود را با استفاده از ده کارمند اداره می کنند باید بتوانند صدهزار مشتری را با صد کارمند اداره کنند(البته این اعداد دقیق نیستند و فقط برای درک بهتر عنوان کردم)

برندینگ

ساختن یک برند قوی برای داشتن یک انحصار امری ضروریست.دقت کنید تمام سه گزینه ای که در بالا نام بردم پیش نیاز موضوع برندینگ هستند.به عبارت دیگر هزینه کردن برای برندینگ بدون داشتن زیر ساخت اولیه آن نتیجه معکوس خواهد داشت.کاری که یاهو و مریسا مایر انجام دادند.آن ها به جای تمرکز بر روی تولید یک محصول منحصر به فرد به دنبال تغییر لوگوی این شرکت رفتند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *